
همایش ملی شهید شیخ الاسلام /2
ماموستا شیخالاسلام؛ شیخ شهید کردستان
شهید محمد شیخ الاسلام از شهدای روحانی اهل سنت کردستان است که در شامگاه 27 رمضان سال 88 ، مقابل مسجد سیدقطب سنندج و در حالی که از مسجد خارج میشد، مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید.
در دنیایی که ارزشها رفته رفته در زیر غباری از فراموشی فرو میروند و ظواهر فریبنده دنیا رو به زوال جهانی در صدر جدول قرار میگیرند، ترویج فرهنگ شهادت و زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهدا بهترین راهی است که میتواند از انحراف جامعه اضمحلال معنویتها جلوگیری کند
شهید محمد شیخ الاسلام سال ۱۳۱۵ در شهر بانه و در خانوادهای روحانی دیده به جهان گشود. محمد، فرزند چهارم خانواده بود و از همان بدایت امر تحت تعالیم پدر بزرگوارشان که از اعاظم علمای کردستان بودند قرار گرفت و در فضایی سرشار از علم و عرفان پرورش یافت، محیطی که سیزده نسل پیش از او در این فضا پرورش یافته و منشاء خدمات ارزنده به جامعه اسلامی شده بودند.
پرورش ماموستا شیخالاسلام در خانواده فرهیخته عاقبتی درخشان هم برای وی هم برای فرهنگ اسلام را نوید میداد ، محمد غیر از شاگردی نزد پدر از چشمههای جوشان علوم اسلامی سایر علما نیز برخوردار شد.
شیخ الاسلام در طریق اسلاف خود برای کسب علم، تمام کردستان ایران و عراق را زیر پای گذاشت و در شهرهای مختلفی مانند مریوان، پینجوین، بیاره، طویله و حلبچه از خرمن عالمان بزرگ آن روزگار خوشه چینی کرد و پس از سالها تلاش، از محضر عالم جلیلالقدر مرحوم ماموستا ملا محمد باقر مدرس بالک، موفق به اخذ گواهی افتاء و تدریس شد و به اصطلاح محلی به مرتبه ماموستایی برای هدایت مردم واصل گشت.
پس از آن، روحانی جوان با کوله باری از علم و تجربه به شهر سقز برگشت و در مسجد شیخ مظهر به تدریس و تبلیغ دین پرداخت، سپس با توجه به توان علمی و بنا به درخواست مردم به عنوان امام جماعت و مدّرس خانقاه مرحوم حاج شیخ مصطفی، قدس سره الشریف، معرفی شد و سالها در این مکان مقدس به ایفای نقش و انجام وظیفه پرداخت و همزمان به عنوان دبیر در دبیرستانهای شهر سقز به تدریس پرداخت.
ماموستا شیخالاسلام، نزدیک به ۲۰ سال در شهرستان سقز به تعلیم و تدریس فقه و اصول فقه پرداخت. پس از آن حدود ۶ سال نیز دانشگاه تهران به تدریس فقه و اصول فقه براساس مذهب امام شافعی پرداخت و بعد از آن نیز ۱۵ سال در سنندج به تدریس و تعلیم علوم دینی در مدارس دینی مشغول بود و بسیاری از علما و روحانیون منطقه با تلاشهای ایشان مجاز شدند. همزمان نیز در دانشگاههای استان کردستان تدریس میکرد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و حضور گروهکهای مختلف در شهر سقز، حاج ماموستا محمد شیخ الاسلام به تهران رفت و در مدارس علوم دینی و دانشگاههای آنجا به تدریس پرداخت، شهید ماموستا شیخالاسلام در سال۱۳۷۱به شهر سنندج نقل مکان کرد و مدتی در مسجدالنبی سنندج امام جماعت بود و پس از ساخت مسجد سید قطب به عنوان امام جماعت در آنجا مشغول انجام خدمت و ادای تکلیف شد.
ورود ماموستا به سنندج، باب جدیدی به روی طلاب علوم دینی باز کرد و دهها طلبه برای آموختن، گرد شمع وجود نازنینش حلقه زدند، ایشان همزمان در دانشگاههای استان، کار تدریس را آغاز کرد و منشأ خیرات علمی فراوانی برای منطقه شد .
ماموستا شیخالاسلام عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد سلامی واحد سنندج بود و در دورههای سوم و چهارم خبرگان رهبری به عنوان نماینده مردم خدمت میکردند، در شورای عالی مجمع جهانی تقریب بین مذاهب اسلامی نیز عضویتی فعال داشتند و در راستای وحدت جامعه اسلامی بیوقفه تلاش میکردند، این عالم فرزانه در دوره های سوم و چهارم به عنوان نماینده ی مردم کردستان در مجلس خبرگان رهبری انتخاب گردید .
مهمترین فعالیتهای این ماموستای شهید مربوط به حوزه تعلیم و تربیت اسلامی بود، وی با مطالعه عمیق و تحقیق گسترده خود دریافته بود که فرهنگ اسلامی حاوی چه عمق و غنای است و اگر مسلمانان به روح تعالیم اسلامی توجه کنند و بدان آگاهی یابند فتنهگران و نیرنگبازان نمیتوانند به حکومت اسلامی صدمهای بزنند از این روی در مسجد و مدرسه و دانشگاه در کوچه و خیابان تلاش میکرد متناسب با موقعیتها گوشههایی از فرهنگ اسلامی را به آگاهی مردم برساند، ابهامها را بزداید و تفرقهها را به وحدت تبدیل کند و ناهمواری ها را هموار سازد. عموم مردم او را خوب شناخته بودند و به همین دلیل او را به نمایندگی خود در مجلس خبرگان رهبری در دو دوره پیاپی برگزیدند تا بتواند نقش خود را در استوار سازی نظام اسلامی به خوبی ایفا کنند، دشمنان نظام این بزرگوار را اینگونه شناخته بودند که تاب تحمل او را نداشتند و چون توانایی مقابله دربرابر استدلالهای محکم او را نداشتند به حذف فیزیکی ایشان روی آوردند.
شهید از زبان فرزند/در محضر پدرم کسی جرأت صحبت از اختلاف بین تشیع و تسنن را نداشت
حامد شیخالاسلام فرزند این شهید عالیقدر میگوید: پدرم هشت سال در حوزههای علمیه اهل تشیع در تهران مشغول به تحصیل بود تا جایی که کاملا به اصول و مبانی فقهی اهل تشیع نیز آشنایی داشت و در هر محفل و یا مجلسی که وی حضور داشت کسی توان و جرأت صحبت کردن از اختلاف بین تشیع و تسنن را نداشت.
آگاه به مسائل فقهی تشیع و تسنن بود و با همین آگاهی ارتباط و اتحاد مستحکمی را در بین این دو مذهب به وجود آورده بود و این مهم موجب ناخوشایند دشمنان شده بود، علاقه و ارادت بسیاری به مقام معظم رهبری داشت و خوب یادم هست که همیشه میگفت: «دلم میخواهد بنشینم و برای مظلومیت مقام معظم رهبری گریه کنم.» چون بعضی از دوستان قدیمی ایشان امروز در مقابل ایشان ایستادهاند.
آرزوی شهادت
فرزند شهید از آرزوی پدر برای شهید شدن هم برایمان گفت: اینکه «شب قبل از حادثه ترور، آقای استاندار نزد پدر من آمد و از ایشان خواست تا اجازه دهند برایشان محافظ بگذارند. اما پدرم با این کار مخالفت کرد و اظهار داشت که من غیر از خداوند متعال محافظی نمی خواهم و اگر تقدیر الهی چنین باشد که به دست از خدا بی خبران به شهادت برسم چه سعادتی بهتر از این. دوست ندارم کسی به خاطر محافظت از من به زحمت یا به خطر بیفتد.»
وی میگوید: در بین علما و روحانیون هیچ کسی به اندازه آیتالله خامنهای برای جایگاه رهبری و ولایت فقیه مناسب نیستند. وی عنوان کرد: پدرم میگفت، ایشان به تمامی مسائل ریز و درشت جامعه آگاهی دارند و اقتدار و عظمت کنونی ایران اسلامی در جهان نتیجه تصمیمگیریهای معظمله است.
چون پدرم نیز آگاه به مسائل فقهی و مبانی دین از دیدگاه اهل تسنن و تشیع بود و به خوبی بسترهای وحدت را میشناخت و در راستای استحکام آن تلاش میکرد، دشمنان این را برنتابیدند و وی را توسط عوامل عدهای فریبخورده به شهادت رساندند.
اقلیمه موسوی، همسر شهید/ شیخ الاسلام، دارای جمیع خصائل و محسنات اخلاقی بود
شیخ الاسلام، دارای جمیع خصائل و محسنات اخلاقی بود اخلاق پسندیده و بسیار آرام داشت و ثمره ۴۸ سال زندگی مشترک با این شهید بزرگوار سه فرزند پسر و یک دختر است.
با وجودی که وضعیت مالی آن چنانی خوبی نداشتیم ولی ماموستا هیچوقت کمک به فقرا و نیازمندان را از یاد نمیبرد و همواره به آنها کمک میکرد و ما را نیز به کمک دیگران تاکید میکرد.
شهید شیخ الاسلام از نگاه دوستان/ ماموستا شیخالاسلام در سطح ملی منادی وحدت بود
طاهرجو می گوید: ماموستا شیخالاسلام از لحاظ علمی و اخلاقی در سطح بالایی قرار داشت و همین موضوع این شهید والامقام را به شخصیتی ملی و بینالمللی تبدیل کرده بود و محبوبیت بسیار زیادی داشته باشد.
ماموستا شیخالاسلام، انسانی صاحبنظر، فرهیخته و اندیشمند و در سطح ملی منادی وحدت بوده است و همیشه برای رفع مشکلات ملی و منطقهای تلاش میکرد و اثرگذار بود.
بارزترین ویژگی این شهید را متخلق بودن به اخلاق حسنه، مردمداری و فقیرنوازی بیان کرد و ادامه داد: وی دارای تفکری مترقی نسبت به ارتقای حوزه کاری خود بود.
ماموستا شیخالاسلام آرزوی شهادت داشت و آمادگی خاصی برای شهادت داشت و تمایل و علاقهای به داشتن محافظ شخصی نداشت.
محمد حسین عباسی از آشنایان شهید
در سفری به تهران همراه جمعی از دوستان در خدمت حاج ماموستا شیخ الاسلام بودیم، برای انجام کارهایی که داشتیم در یکی از خیابانهای تهران در حال عبور بودیم، از آن جمع فقط حاج ماموستا معمم بود و بقیه افراد، لباس کردی بر تن داشتند، آقایی بسیار با شخصیّت و پخته به ما رسید و در کمال صمیمیّت با ما روبرو شد،مخصوصاَ چون حاج ماموستا ملبّس به لباس روحانیت هم بود، با ایشان صمیمانهتر بر خورد کرد و مصافحه نمود، ما فکر میکردیم این فرد از دوستان حاج ماموستا است، اما دیدیم حاج ماموستا هم ایشان را نمیشناسد. خیلی تعجب کردیم و پرسیدیم شما ما را میشناسید؟ گفت: شما را نه، ولی چون میدانم از برادران اهل سنت هستید و من قلباً به شماها علاقه دارم، لذا دوست داشتم از نزدیک ملاقاتی با شما داشته باشم، من خاطرهای بسیار شیرین و به یاد ماندنی از روحانیت اهل سنت در ذهن دارم و همین امر هم عامل این کشش و جاذبه بود.
گفتیم: دوست داریم این خاطره را تعریف کنی، گفت: در زمان طاغوت پسرم به سربازی رفت، او را به یکی از روستاهای دور افتاده شهر سقز فرستادند، شرایط بسیار سختی بر پسرم تحمیل شده بود و برای انتقال او از آن روستا دچار مشکل بودیم.
من برای چارهاندیشی موضوع به سقز رفتم، با اینکه کسی را نمی شناختم. با پرس و جوهایی که کردم، ماموستایی را به نام شیخ الاسلام به من معرفی کردند و گفتند ایشان از روحانیان برجسته این شهر است و اگر امکان کمک به شما را داشته باشد، دریغ نخواهد کرد، من خدمتشان رسیدم، بسیار کریمانه با من برخورد کرد و از طریق دوستان و آشنایانی که داشتند، سفارش کرد و با زحمات فراوان توانست پسرم را به تهران منتقل کند، لذا من هر وقت برادران روحانی اهل سنت کردستان را می بینم، این خاطره شیرین در ذهنم تداعی می شود و به پاس قدر شناسی زحمات آقای شیخ الاسلام، به این عزیزان ابراز علاقه و ارادت می نمایم، وقتی ایشان خاطره را تعریف کرد، گفتم: شما اگر آقای شیخ الاسلام را ببینید میشناسید؟ گفت: نه، سال ها از دیدار من با ایشان گذشته است، ماموستا شیخ الاسلام را معرفی کردیم آن مرد وقتی حاج ماموستا را شناخت، دوباره ایشان را در آغوش گرفت، گویی دو تا برادرند که سالها از هم دور بودهاند.
محمداشرف ایلبیگی، دبیر شورای افتای استان کردستان هم میگوید: ماموستا شیخالاسلام انسانی بینهایت سخاوتمند و فوقالعاده مهماندوست و فقیرنواز توصیف میکند.
شهید شیخالاسلام انسانی بسیار متواضع، عالم و فرزانهای بود که بسیار حقشناس و برای بزرگان احترام خاصی قائل میشد.
مهمترین فعالیتهای شهید شیخالاسلام
مهمترین فعالیتهای این ماموستای شهید مربوط به حوزه تعلیم و تربیت اسلامی بود تا جایکه با مطالعه عمیق و تحقیق گسترده خود دریافته بود که فرهنگ اسلامی حاوی چه عمق و غنای است و اگر مسلمانان به روح تعالیم اسلامی توجه کنند و بدان آگاهی یابند فتنهگران و نیرنگبازان نمیتوانند به حکومت اسلامی صدمهای بزنند از این روی در مسجد و مدرسه و دانشگاه در کوچه و خیابان تلاش میکرد متناسب با موقعیتها گوشههایی از فرهنگ اسلامی را به آگاهی مردم برساند، ابهامها را بزداید و تفرقهها را به وحدت تبدیل کند و ناهمواری ها را هموار سازد. عموم مردم او را خوب شناخته بودند و به همین دلیل او را به نمایندگی خود در مجلس خبرگان رهبری در دو دوره پیاپی برگزیدند تا بتواند نقش خود را در استوار سازی نظام اسلامی به خوبی ایفا کنند، دشمنان نظام این بزرگوار را اینگونه شناخته بودند که تاب تحمل او را نداشتند و چون توانایی مقابله دربرابر استدلالهای محکم او را نداشتند به حذف فیزیکی ایشان روی آوردند.
شهید ماموستا شیخ الاسلام در شامگاه ۲۷ رمضان (۲۶ شهریور ۸۸) در مقابل مسجد سیدقطب سنندج و در حالی که از مسجد خارج میشد، مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در راه رسیدن به بیمارستان به دلیل شدت جراحات به شهادت رسید.
پیام رهبر معظم انقلاب بعد از شهادت شیخالاسلام
“بسم الله الرحمن الرحیم
وَ مَن قُتِلَ مَظلومَاً فَقَد جَعَلنا لِوَلیِّهِ سُلطانا
با تأسف و اندوه فراوان اطلاع یافتم که دست جنایتکار و گنهکار مزدوران استکبار و ارتجاع به خون عالم مجاهد و روحانی خدمتگزار جناب ماموستا شیخالاسلام نماینده مجلس خبرگان رهبری آلوده شده و آن مرد شریف و خدوم پس از دهها سال دفاع صریح از حق، بدست جنود باطل به شهادت رسیده است.
در این چند روز چند عنصر روحانی ارزشمند دیگر از جمله امام جمعه موقت سنندج و ۲ تن از مسئولان قضائی محترم آن استان که پیش از این بزرگوار مجروح و یا شربت شهادت نوشیدهاند، به این زنجیره شقاوت و خونخواری در ماه مبارک رمضان و در آستانه روز دفاع از ملت فلسطین، نشان دهنده آن است که این جنایتکاران با وجود ادعای دینداری و تعصّب مذهبی، نه فقط احترام شهرالله را هتک میکنند، بلکه آماج حمله آنان در اصل، همان چیزی است که دستگاه استکبار و برخی دولتهای روسیاه منطقه کمر دشمنی با آن بستهاند.
دلبستگی به نظام جمهوری اسلامی و دفاع از آرمانهای اسلامی و مسئله قدس شریف جرم نابخشودنی این شهیدان و مجروحان عزیز از نظر این مزدوران جنایتکار و اربابان فرعون صفت و قارون منش آنهاست.
پس از اردیبهشت معطّر امسالِ کردستان که در آن ندای گوش و دلنواز وحدت اسلامی بیش از همیشه در آن دیار طنین افکند، دستگاه استکبار و استبداد اکنون درصدد انتقامگیری از مردم نجیب و مظلوم آن اُستانند.
برای آن دشمنان سنگدل، کرد و فارس و شیعه و سنی تفاوت نمیکند. دل پلید و پر کینه آنان حتی به روحانی کهنسالی چون شهید مظلوم ماموستا شیخالاسلام نیز با قساوت و شقاوت دست ستم میگشاید.
لعنت خدا و رسول و مؤمنان بر آن خونخواران و مراکز اصلی پشتیبانی و فرماندهی آنان باد. مردم عزیز کردستان با بصیرت کامل، دشمنان خود را بشناسند و مسئولان امنیت استان مقابله قدرتمندانه با این آدمکشان محارب را در صدر برنامههای خود قرار دهند.
اینجانب ضمن تسلیت و تبریک به مردم استان کردستان به خصوص به خانواده های مصیبت دیده یاد آن شهیدان بزرگوار بویژه شهید عزیز جناب ماموستا شیخالاسلام را گرامی میدارم و از خداوند رضایت و مغفرت و علوّ درجات آنان را مسئلت میکنم.”
و سخن آخر…..
شهید محمد شیخ الاسلام سال ها عضو شورای افتاء بود و به عنوان مجتهد مسلم در فقه امام شافعی (رض) در مسائل شرعی، محل رجوع مردم مسلمان منطقه بود .
این شهید گرانقدر از منادیان وحدت اسلامی بود و به عنوان یکی از اعضای فعال مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، در ایجاد وحدت و زدودن مظاهر اختلاف، فعالیت های چشمگیری داشت.
شهید شیخ الاسلام به عنوان یکی از وزنه های سنگین نظام مقدس جمهوری اسلامی در استان کردستان، در افشای چهرهی کریه دشمنان انقلاب اسلامی بسیار اثر گذار بود و از زمانی که وارد سنندج شد تا لحظهای که جام گوارای شهادت را سر کشید، هیچ وقت در دفاع از انقلاب اسلامی غفلت نکرد. این مسلمان متعهد با بدعت گذاران و منحرفانی که به نام دین تیشه به ریشهی دین می زدند و به عنوان پیاده نظام استکبار، قصد تخریب اذهان جوانان این دیار و انحراف و فریب آنها را داشتند. شدیداً مخالفت میکرد و پیوسته مردم را به تبعیت از سیرهی اسلاف و شرع پاک رسول الله(ص) و صحابه و ائمهی بزرگوار فرا میخواند، وچون سدّی پولادین در مقابل هجمهی ناجوانمردانهی گروه بدعت ایستاده بود. دشمنان دین که وجود حاج ماموستا را مانع ادامهی مأموریت خود میدیدند، دریک اقدام غیر انسانی ایشان را در شامگاه بیست وهفتم ماه مبارک رمضان سال ۱۳۸۸ (۲۶ شهریور) در حین خروج از مسجد سیّدقطب سنندج هدف قرار دادندو خون پاکش را بر سنگفرش های میعادگاه همیشگی او، خانهی پاک الله، جاری کردند و این گونه این سیّد بزرگوار بعد از سال ها تلاش در راه نشرمعارف دینی و خدمت به انقلاب اسلامی، با چهره ای خونین به ملاقات پروردگارش شتافت.
سراسر زندگی روحانیون و علمای دین آمیخته و متاثر از مفاهیم قرآنی بوده است.آنان جان خود را نیز برای گسترش قرآن و اعتلای دین حق ایثار کردهاند، پس از قرآن، تدبر و تامل در حدیث و سیره نبوی از این شهیدان بزرگوار رنگ و چهرهای دیگر ساخته است.
شهیدان روحانی استان کردستان غیر از آنکه مسئولیت امامت جمعه و جماعت مردم منطقه را برعهده داشتهاند برای پاسداری از نظام اسلامی جان خود را در طبق اخلاص گذاشتهاند، بیشک حماسه در ین خطه شهیدپرور با شهادت شهید ماموستای شهید محمد شیخالاسلام به پایان نخواهد رسید و بیتالغزل آن همچنان با ایثار دلیرانی دیگر تکرار خواهد شد.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: kordestan.hozehonari.ir