کردستان
← همه اخبار
شب خاطره شهید اصغر پاشاپور در سنندج برگزارشد

به همت حوزه هنری کردستان،

شب خاطره شهید اصغر پاشاپور در سنندج برگزارشد

۱۶ بهمن ۱۳۹۹کد خبر: 136770۴

شب خاطره شهید اصغر پاشاپور مدافع حرم و همرزم سرداردلها شهید حاج قاسم سلیمانی به همت حوزه هنری استان کردستان شامگاه چهارشنبه 15 بهمن در سنندج با حضور خانواده شهید برگزارشد.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان کردستان،همزمان با خجسته میلاد فرخنده حضرت فاطمه زهرا(س)، با حضور خانواده شهید مدافع حرم اصغر پاشاپور ضمن گرامیداشت یکمین سالگرد ،شب خاطره این شهید والا مقام با حضور مسئولین و فرماندهان نظامی استان در سنندج برگزارشد.

برنامه با تلاوت آیاتی از کلام ا... مجید توسط قاری برجسته کشوری حاج جبار زندسلیمی آغاز شد، پس از پخش سرود پرافتخار جمهوری اسلامی اجرای پرفورمنس نمایشی "فرمانده" به کارگردانی "یونس صحرارو" تولید حوزه هنری استان کردستان با موضوع نابودی داعش به فرماندهی  شهیدحاج قاسم سلیمانی و شهید اصغر پاشاپور به اجراء درآمدو کلیپی از سخنان رهبرانقلاب با موضوع ضرورت زنده نگه داشتن نام ویاد شهداء بر اهمیت یرگزاری شب خاطره ها افزود.

مجری برنامه خانم سارا یوسفی بعد از خیرمقدم و تبریک ایام از دوست، همرزم و داماد شهید دعوت کرد تا با حضور در جایگاه خاطراتی از اصغر را بیان کند.

خزایی از 36 سال آشنایی خود با اصغر می‌گوید، شوخ طبعی، متانت، مسئولیت پذیری، تواضع ، ادب و احترام و مهمتر از همه احترام به پدر و مادر را از خصوصیات شهید بیان می کند.

او در ابتدا در خصوص عزت ایرانیان از شیخ جابر احمد الصباح امیر کویت در کتاب "آن روزها" که خاطرات این امیر کویتی است مطلبی را بیان می کند.

در این کتاب شیخ صباح نقل می کند پس از پایان جنگ ایران وعراق، صدام جشنی را در بغداد برپا می کند که در این جشن یک هفته ای حدود 27 نفر از سران کشورهای مختلف دعوت می گردند، حاکم کویت بعد از 4 روز قصد بازگشت به کویت را می کنند که صدام اصرار می کند خود او شخصاٌ امیر را تا فرودگاه بدرقه کنند، در راه امیر کویت می گوید به صدام گفتم ان شاء ا... ما هم بتوانیم چنین جشنی را برای شما در کویت بگیریم که صدام پاسخ می دهد حتما کویت خانه خودمان است.

وی ادامه داد: امیر کویت در این کتاب می‌گوید در آن زمان ندانستم منظور صدام چیست تا اینکه او به کویت حمله کرد و در عرض چند ساعت کویت را به اشغال خود در آورد و یکسال و هفت ماه این کشور را به خاک خود ملحق کرد.

خزایی ادامه داد: یکی از خبرنگاران مجله معروف فرانسوی پس از اشغال کویت با صدام مصاحبه می کند و از او سؤالی می پرسد که بسیار جالب است.

وی گفت: این خبرنگار از صدام پرسید:" شما در طول هشت سال جنگ با ایران یک لحظه لباس رزم از تن خود در نیاوردید اما در جنگ کویت هیچگاه لباس رزم نپوشیدید! چرا؟ صدام در پاسخ گفت: در جنگ کویت من هیچ مردی را ندیدم مقابل من ایستادگی کند اما در جنگ ایران همه کسانی که مقابل ما ایستادند به واقع همه از قویترین مردان زمانه بودند."

خزایی ادامه داد: شهید پاشاپور هم از آن مردان نترس و شجاع دلی بود که که در تمام مراحل زندگی نیکی و مهربانی و دفاع از ارزش های اسلامی را سرلوحه کار خود قرار دادهد بود.

وی با بیان خاطراتی از شهید ادامه داد: از مرحوم آیت ا... بهاء الدینی نقل می کنند که :"هر کسی که در زندگی به جایی رسید از دعای خیر پدر و مادرش است "و من شاهدم که اصغر دعای خیر پدر و مادرش را همیشه همراه خود داشت و رسیدن به این مقام والای شهادت حاصل همین دعاهای خیری است که بدرقه راهش گردید.

در ادامه کلیپی از زندگی شهید پاشاپور پخش گردید که آغازگر آن همان چند دقیقه همراهی اصغربا حاج قاسم بود"آقای اصغر زشته منو از دو تا گلوله می ترسانی؟" اما برای آقای اصغر فرقی نمی کرد یک گلوله یا 100 گلوله. او می داند جایی که برای سردار سلیمانی خطر دارد نباید برود. باید خودش جلو بیافتد مبادا گزندی به حاج قاسم که نه فقط فرمانده بلکه مراد او نیز هست، برسد.

شیرینی این فیلم به مکالمه این دو بود. هر چه میدیدی دلت می خواست یکبار دیگر هم ببینی. شاید فراموشت شود دیگر حاج قاسمی نیست که آقای اصغر نگرانش شود.

پس از این کلیپ حجت الاسلام والمسلمین پور ذهبی نماینده ولی فقیه در استان کردستان با حضور در جایگاه از مقام شهیدان سخن می گوید.

او گفت: اگر می خواهیم نمونه های عینی برای ویژگی شهدای دوران دفاع مقدس را به نسل جدید که جنگ را تجربه نکرده‌اند بیان کنیم شهید اصغر پاشاپور و مدافعین حرم بهترین نمونه است .

وی ادامه داد: بعد از جنگ هشت ساله اتفاقات بسیاری در کشور اتفاق افتاد، از توطئه های گوناگون تا تحریم های ظالمانه و پدیدآوردن داعش که نسل جدید و جوانان ونوجوانانی که در دهه دوم و سوم انقلاب به دنیا آمدند قهرمانان مبارزه با این دسیسه ها شدند.

پورذهبی افزود: شهید پاشاپور بعد از پایان جنگ یک کودک 9ساله بوده اند که در مکتب انقلاب رشد ونمو پیدا کرده و در مبارزه با تروریست های تکفیری به عنوان یک فرمانده و رزمنده پا در میدان نبرد می گذارند و 8 سال را در خط مقدم محور مقاومت با نبرد با داعش مشغول می‌گردند آن هم با طراوت و نشاط مضاعف .

وی بیان این رشادت ها را در کلام بسیار سخت عنوان کرد و گفت: تنها همین تصاویر مستند می‌تواند ویژگی های رزمندگان را به مخاطب منعکس کند.

وی با بیان روایاتی از ائمه اطهار (علیهم السلام) ادامه داد: مرگ در راه خدا توسط مخلوقات نا فرمان بالاترین شهادت است که این دقیقاً حال وروز مدافعین حرم است.

وی در پایان بهترین نتیجه در مجلس شهداء را الگوبرداری از مقام شهید است افزود: این شهید خانواده داشته، پدر،مادر، همسر، فرزند، خواهرو برادرو هزاران آرزو و آمال و برنامه ریزی برای تحقق بخشیدن به آن ها، اما همه را رها می‌کند و تنها عزت و سرافرازی اسلام را هدفش می گردد، که باید این ویزگی ها را در جامعه گسترش داد.

بعد از سخنان نماینده ولی فقیه پدر شهید پاشاپور با عصایی در دست به جایگاه می رود. صندلی را برای او گذاشته اند که بنشیند اما ترجیح می دهد ایستاده با تکیه بر آن عصا سخن بگوید.

روز مادر را تبریک می گوید و شهادت فرزندش را، می شود دلتنگی دوری فرزند را در چهره‌اش دید، وقتی از نحوه شهادت می‌گوید چهره نورانیش را رنگی متمایل به سرخی رنگین می کند. از شادی داعشیان در شهادت فرزندش می گوید و از خوشحالی خودش برای رسیدن فرزندش به مقام والای شهادت. او شهید شدن را حق فرزندش می داند. می‌گوید در سفری به سوریه اصغر ما را به بخش هایی از حلب برد که در اون جنایت داعشیان را می‌شد دید.

پدر شهید گفت: اصغر برای دفاع از مظلوم و مقابله با توطئه های دشمنان و آمریکا به عنوان مستشار نظامی به دعوت دولت سوریه در خط مقدم حضور پیدا کرد و در این راه با افتخار مقام شهادت را کسب کرد.

وقتی از خصوصیات فرزند سخن گفت: می‌شد در چهره اش تأثیر خوبی های فرزند را دید، محکم و با صلابت بود، صبوری در شهادت فرزندو داماد و استواری گویا از پدر به پسر و فرزندان رسیده است.

کلیپی دیگر پخش می گردد، بخش هایی از برنامه "بدون تعارف" و گفتگویی که با همسر وفرزندان شهید بود. دلتنگی مادرو خواهر را با صدای گریه هایشان در سالن می شد دید. مگر می شود مادر باشی و گریه نوهایت را ببینی و دلت به تنگ نیاید، مگر می‌شود عمه باشی و بی تابی برادر زاده هایت برای پدرشان را تاب بیاوری، پدر درصندلی نشسته و آرام با دستمالی دلتنگی هایش را از گوشه چشمانش در دستمالی می گذارد و اصغرش را دعا می کند.

علی احسان فریدونی شاعر بیجاری به روی سن می رود و شعری را از زان مادر و خواهر شهید تقدیم اصغر پاشاپور می کند. زیبایی کلمات و مویه های مادرانه را می توان در میان کلمات این شعر با بغض مادر  و دلتنگی های خواهر مشاهده کرد.

نوبت به مادر می‌رسد، به همراه خترش به روی سن می آید، او هم ایستاده صحبت می‌کند، خیلی صحبت در دلش است اما از کدام یک بگوید، شیرین حرف می زند اما شمرده شمرده. انگار نفس او را همراهی نمی کند. تنها خاطره ای را نقل می کند که در آخرین دیدار با فرزند در سوره رقم خورده است، می گویدبه اصغر گفتم" اصغر جان، دیگه بسه، چند سال است که در سوریه هستی، برگرد. گفت: به یک شرط برمی‌گردم که خودت جواب حضرت زینب را بدهی که من سنگر را خالی کرده ام، گفتم: نه، پس بمان، ماند و شهید شد درراه دفاع از حرم " .

تجلیل از خانواده شهید پایان بخش مراسمی بود که با معنویت آغاز شد و با معنویت به پایان رسید.

حضور مدیران ارشد استان، فرماندهای نظامی و انتظامی، خانواده شهداء که در طول برنامه می شد اشکهای آرامشان را دید با تصاویری از ده ها شهید استان کردستان در سالن و آرامش حاکم بر شب خاطره از ویزگی های شب خاطره شهید اصغر پاشاپور بود که به همت حوزه هنری استان کردستان و با مشارکت صدا وسیمای مرکز کردستان، بنیاد شهید و امور ایثارگران ،ناحیه مقاومت بسیج سپاه سنندج، بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس، اداره کل تبلیغات اسلامی، شهرداری سنندج و خبرگزاری تسنیم دفتر استان کردستان برگزار شد.

شهید اصغر پاشاپور که اکثراً او را با همراهی‌ سردار قاسم سلیمانی در چند ثانیه فیلم از میان مدافعان حرم می‌شناسند، مستشار نظامی رزمندگان دفاع وطنی سوریه و فرمانده قرارگاه عملیاتی شمال سوریه بود که حدود هشت سال به منظور مقابله با تروریست‌های تکفیری داعش در این جبهه حضور فعال داشت و عمده آموزش‌های رزمندگان سوری بر عهده او بود.

شهید پاشاپور از یاران نزدیک حاج قاسم سلیمانی بود که بعد از شهادت سردار دل‌ها، به روایت همرزمانش بسیار بی‌تاب و بی‌قرار وصل حاج قاسم بود و نهایتاً این فراق چندان طولی نکشید و بعد از حدود یک ماه در حلب توسط تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید و پیکر بی‌سر این شهید همزمان با اولین شب از ماه رجب و مصادف با پنجم اسفند ماه 98 به کشور بازگشت.

شهید پاشاپور 31شهریور 1358 در خانواده مذهبی چشم به جهان گشود، خانواده این شهید گرانقدر اهل بیجار استان کردستان و به‌دلیل مهاجرت خانواده در شهر ری ساکن شدند، پدرشان "عزیز پاشاپور" از جانبازان و برادر بزرگشان "وجیه الله پاشاپور" از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس بوده و  از او سه فرزند به یادگار مانده است.

گالری تصاویر (۹)

شب خاطره شهید اصغر پاشاپور در سنندج برگزارشد۱ / ۹
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://kordestan.hozehonari.ir/s/3QS7NPX

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: kordestan.hozehonari.ir